تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۲ بهمن ۰۰، ۲۳:۲۵ - فاطمه 😐

۱۷۹۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس نوشته حسنا» ثبت شده است

💠 بعضی آقایان تصور می‌کنند اثبات مردانگی بیشتر، با داد و بیداد ممکن است.
این تصور اشتباهی است؛ چون انسان‌ها بنده محبت هستند. مرد و زن هم ندارد. هرچه مردها اخلاق بدتری از خودشان بروز دهند، احتمال افسردگی و خیانت در زنها بیشتر می‌شود و بالعکس.

🌾سعی کنیم در زندگی بازخورد مثبتی که به یکدیگر می‌دهیم بیش از بازخوردهای منفی باشد. کاش در اخلاق، بیشتر پیرو معصومین علیهم‌السلام بودیم. آن وقت قطعا دنیای بهتری داشتیم.

 

صبح طلوع
۰۱ شهریور ۰۲ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🍃حاج حسن؛ پدر غلام علی همیشه می‌گفت: «من این زندگی و همه بچه هایم را مدیون امام کاظم (ع) هستم. همه بچه ها به خصوص غلام علی.»

💠وقتی تازه ازدواج کرده بود، بیماری حصبه می گیرد. حالش طوری وخیم می‌شود که وصیت نامه‌اش را می نویسد و می‌گوید برای مراسم ختم اش لپه آماده کنند.

☘️می گفت: «همان شب در عالم رؤیا آقایی نورانی را دیدم که به من گفت: «بلند شو برو دعای کمیل.» گفتم: «می بینید که نای بلند شدن ندارم.»

🌾آقا فرمودند: «بلند شو. من شفایت را از خدا گرفته ام. تو زنده می مانی و خدا به تو فرزندانی خواهد داد که از پیروان راستین ما خواهند بود». پرسیدم: «مگر شما که هستید؟» فرمودند: «من موسی بن جعفر (ع) هستم.»

📚مجموعه یادگاران،جلد ۲۴؛ کتاب غلام علی رجبی، به قلم سید احمد معصومی نژاد،ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: دوم-۱۴۲۲؛ خاطره شماره یکم

صبح طلوع
۰۱ شهریور ۰۲ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

💠چه خوش لحظه‌ای بوَد لحظه‌ای که وجودش را لمس کنی، بودنش را درک نمایی و پر شوی از حس داشتنش.
چه باک از موج بحر آن را که کشتیبانش معبود بی‌همتا باشد،از هیچ طوفانی،ترسی به دل، راه نخواهی داد.

🌾همیشه داشتنش را غنیمت بدان که نبودنت را خوب می‌فهمد و هیچ خالقی را برای خود تصور نکن که سکان کشتی آفرینش در دستان توانای اوست. «حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ؛ خدا مرا بس است هیچ معبودى جز او نیست.» (سوره‌ی توبه،آیه‌ی ۱۲۹)

🍃خدایا برایمان کافی هستی اگر هوایمان را داشته باشی و در صحرای وحشتناک دنیا تنهایمان رها نکنی.

 

صبح طلوع
۰۱ شهریور ۰۲ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🌾عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: «خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم.»

💠زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت نامه اش آرام بخش بود که نوشته بود: «اگر چه زیارت قبر شش گوشه نصیبم نشد، اما خود امام حسین (ع) را زیارت کردم.»

راوی: همرزم شهید

📚کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم ۱۳۹۵، ص ۷۳

 

صبح طلوع
۳۱ مرداد ۰۲ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🌾سه ساله باشی و آب را ازت دریغ کنند
سه ساله باشی و گوشواره از گوشت بکشند

🍁سه ساله باشی و دست هایت را ببندند
سه سال باشی و مسیر طولانی راه بروی

🍂سه ساله باشی و سر بریده بابایت را مقابلت بگذارند
سه ساله باشی و گوشه خرابه  با سر بابا در بغل جان بدهی

🏴شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد.🏴

 

 

صبح طلوع
۳۱ مرداد ۰۲ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🌾حسین برای شهید شدن خیلی عجله داشت. می ترسید از قافله شهدا جا بماند. اما یک روزی حرفی عجیب زد. می گفت: «دیگر ترسی از شهید شدن ندارم.»  گفتم: «تو که تا دیروز خیلی دلواپس بودی.»

💠گفت: «در عالم رؤیا رفتم سمت خیمه امام حسین (ع). محافظش راه نداد.» گفت: «اگر سؤالی داری بنویس.» نوشتم آیا من شهید می شوم. جواب آمد که شما حتما شهید می شوید.

راوی: سردار حسین کهن سال

📚کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی،  ص ۱۰۷

 

صبح طلوع
۳۰ مرداد ۰۲ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

💠رسید مژده که ستاره‌‌ی درخشان دیگری در آسمان امامت رخ خواهد نمود و با درخشش بی‌مانند خود، زمینیان و ملکوتیان را مفتخر خواهد کرد.

☘️او می‌آید و سایبان دانش بی‌کرانش را بر سر هر چه دوست‌ دار آموختن است می‌گستراند و جهل را به دانایی بدل می‌سازد.

🌾 او از خاندان آگاه و عالِم روزگار است از آل محمد"ص"،از نسل آگاه‌ترین موجود دنیای بشریت همچون علی"ع" که عالمیان را از دانش خود بهره‌مند می‌ساخت و کسی یارای مقابله با علمش را نداشت.

🌷مجلس بیارایید که محمد می‌آید و با دستان مبارک خویش، باقر می‌شود، تاریکی‌ها، ظلمات بی‌پایان را می‌شکافد و از درون آن فهم، دانش و معرفت بیرون می‌آورد.
آمدنش را گرامی می‌داریم و در جشن خیر مقدمش سهیم می‌شویم.

🌺میلاد نور دانش،حضرت محمد باقر"ع" بر رهروان خاندان محمد "ص" فرخنده باد.

 

 

صبح طلوع
۲۹ مرداد ۰۲ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🍃شهید مهدی طیاری مرخصی هم که می آمد برای ما نبود. همیشه به نیروهایش سر می زد و مثلا اگر یکی شان می خواست خانه ای بسازد، خودش را به آب و آتش می‌زد، تا برایش مصالح و سایر وسایل مورد نیاز را فراهم کند.

💠همیشه به خانواده شهدا سر می زد و به کارهای شان رسیدگی می کرد.
همسر شهیدی برایم نقل کرد که روزی شهید طیاری به منزل ما آمد و دو فرزندم را روی پایش گذاشت. روی سرشان دست می کشید و گریه می کرد. می گفت: «هر کاری دارید، به من بگویید تا انجام دهم.»

🌾بعد از شهادت مهدی هم، سر مزارش نشسته بودم و در حال خودم بود. همسر یکی از شهدای جیرفت آمد سر قبر شهید و شروع کرد به گریه کردن. طوری گریه می کرد که گویی برادرش باشد.

💠به من گفت: «شما برای شهید طیاری گریه نکن؛ بگذار من گریه کنم.» گفتم: «چطور؟» گفت: «شهید هر وقت که از جبهه به مرخصی می آمد به خانه ما سر می زد و حال بچه ها را می پرسید و مبلغی پول هم می آورد.»

راوی: سوسن شاهرخی؛ همسر شهید

📚 در کنار دریا؛ خاطرات شهید مهدی طیاری، نوشته: علی اصغر جعفریان ،صفحه ۵۹ و ۱۳۸

 

صبح طلوع
۲۹ مرداد ۰۲ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

💠محمد تقی نشسته بود کنار ساحل. با خودش زمزمه می کرد و اشک می ریخت.
پرسیدم: «چه می خوانی؟ التماس دعا.»

🍃گفت: «روضه حضرت علی اصغر (ع) را می خوانم؛ چون مثل ایشان شهید خواهم شد.» باورم نشد. چون اولین بارش بود که به منطقه اعزام شده بود و اصلا قرار نبود خط مقدم ببرندش و اینجا خط سوم بود و اثری از تیر و ترکش جنگ در آن نبود.

🌾جزئیات و نحوه شهادتش را هم تعریف کرد. من هم ناباورانه راهی عملیات شدم.
از عملیات که برگشتم شهید شده بود. تیر هم خورده بود به گلویش مثل علی اصغر (ع).

راوی: برادر خرسند

📚کتاب خط_عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۱۴۱

 

صبح طلوع
۲۷ مرداد ۰۲ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

🟢 اگر یک ساعت
 برای امام حسین علیه السلام
سینه میزنی باید ده ساعت برا
 امام زمان علیه السلام کار کنی 🔴

 

صبح طلوع
۲۷ مرداد ۰۲ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر