تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۲ بهمن ۰۰، ۲۳:۲۵ - فاطمه 😐

۴۳۹ مطلب با موضوع «همسرداری» ثبت شده است

جواد کلید را داخل قفل در گذاشت،  نفس عمیقی کشید. به در خیره شد. دلش نمی خواست وارد خانه شود. پاهایش در کفش مثل تخم مرغ در حال آب پز شدن بود.  کلید را در قفل آرام چرخاند. نور  قبل از او به درون خانه قدم گذاشت.

 

به آشپزخانه سرد و تاریک سرک کشید. روبروی تلویزیون نشست.کنترل را برداشت، صدای تلویزیون همزمان با صدای بسته شدن در خانه  بلند شد. نگاه جواد به سمت در کشیده شد.دیدن کیسه خرید لوازم آرایشی، پوزخند بر لبان جواد نشاند. لیلا  در خانه  به ندرت از لوازم آرایشی استفاده می کرد. جواد سلام آرام او را بی جواب نگذاشت. لیلا بدون اینکه حرف دیگری بزند به اتاق رفت.

 

آرم شروع اخبار ، تمام حواس جواد را به خودش جلب کرد. صدای ناله روده اش باعث شد نگاهش از  یخبندان تبریز به درون آشپزخانه خاموش اسکیت بازی کند. با صدای بلند رو به اتاق گفت:« شام درست نمی کنی؟» لیلا  بلندتر گفت:« نه، مگه من کلفتتم هر چی میخوای خودت بلند شو درست کن.»

صبح طلوع
۲۶ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

بانوی عزیز

 

تو همانند گلی، خودت را برای همسرت خوشبو کن.

 

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: لِتُطَیِّبِ الْمَرْأهُ الْمُسْلِمَهُ لِزَوْجِها؛

زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوشبو کند.

 

منبع:وسائل الشّیعه، ج۱۴، ص۱۱۸

 

@tanha_rahe_narfte

حسنا
۲۶ اسفند ۹۹ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

1.منفی گویی ـ نق زدن:

بعید است با هم کنار بیاییم ـ این چه میوه ای است خریدی؟

 

2.نفوذ ناپذیری و جبهه گیری:

همین که گفتم، غیر ممکنه، نمیشه من همینم که هستم.

 

3.پرگویی:

امان ندادن در صحبت. از هر دری سخنی گفتن، بی ربط سخن گفتن.

 

4.روبرگردانی، حالت ادبار:

خانم کار دارم! زود باش! ناهار چه داریم! کاری نداری، خدا حافظ ....

 

5.سرد و بی عاطفه بودن. توهین وقدرنشناسی:

وظیفه ات بوده؟ مگر چه کار کردی؟ این که کاری نداشت!

 

6.کلی گویی، تعمیم:

 هرگز، هیچ وقت ـ همیشه کارهایت همین جوره

 

7.فردگرایی (من):

 تو دخالت نکن ـ نمی گذارم زندگی ام تباه بشه ،باجون کندن زندگی ام را به این جا رساندم.

 

 

@tanha_rahe_narfte

حسنا
۲۶ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 سارا با نگاهی مضطرب به همسرش زُل زد. چشمانش پر از اشک شد. چانه اش شروع به لرزیدن کرد و گفت:  «سعیدجون خیلی زوده، بیا سقطش کنیم.»

سعید چشمانش گرد شد. خیره به سارا ضربان قلبش بالا رفت. به خودش نهیب زد نه نه! نباید بویی از ناراحتی من ببرد! گفت: «سارا جون دوست داری به پل طبیعت بریم روحیه ات عوض شه و کمی حرف بزنیم؟

سارا داغی و سوزش اشک هایِ روانش را احساس کرد، با حالتی آشفته گفت:« سعید جون همین جا حرف بزنیم حوصله بیرون رو ندارم.»

سعید که تپش قلبش آرام نشده بود با لبخند مصنوعی بر لب های گوشتی اش گفت:« هر جور تو راحتی نازنینم. خب چرا بی قرار و ناآرومی؟ چیزی شده من خبر ندارم؟»

افراگل
۲۳ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

 

تمام انسانها باید تحت هر شرایطی عزت نفس خود را حفظ کنند.

قرآن کریم در سوره منافقون آیه۸ می فرماید: «وَلِلّهِ اَلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»؛ عزت اختصاصاً از آنِ خدا و رسولش و مؤمنان است.

این قاعده درباره همسران باید بیشتر رعایت شود. اگر عزت نفس فرد خدشه دار شود هر کاری ممکن است از او سر بزند.

درحدیثی از امام هادی علیه السلام آمده است: «من‌ هانت علیه نفسه فلا تأمن شره؛ کسی که نزد خودش احساس شخصیت نکند، از شر او ایمن مباش‌.

منبع:حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۸۳

 

@tanha_rahe_narafte

 

 

حسنا
۲۳ اسفند ۹۹ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

حضرت زهرا سلام الله علیهاوقتى «فدک» را به ناحق از او گرفتند، براى دفاع از حقّ خویش و بازگرداندن حقّش نزد خلیفه وقت رفت؛ اما با ارائه استدلال‏هاى منطقى، موفّق نشد حقّ خود را بستاند، بنابراین با ناراحتى و تأثر شدید وارد منزل شد.

حضرت زهرا سلام الله علیها شوهرش را مورد خطاب قرار داد و گفت:«... هیچ‏کس از من دفاع نکرد و از ظلم آنها جلوگیرى ننمود، خشمگین از خانه بیرون رفتم و پریشان و با شکست و افسردگى بازگشتم، و تو این‏گونه پریشان نشسته‏ اى! تو همان بودى که گرگان عرب را صید می کردى و اکنون زمین‏ گیر شده‏ اى! یا على! نه گویندگان را مانع هستى و نه یاوه‏ گویان را دافع! اختیار از کفم رفته،... از اینکه با تو این‏گونه سخن می گویم نزد خدا عذر می خواهم، خواه مرا یارى کنى، یا واگذارى! اى واى بر من در هر پگاه که تکیه‏ گاهم از کف بیرون رفت و بازویم بی رمق گشت.»

حضرت على علیه‏ السلام با لحنى محترمانه همسر مهربانش را دلدارى داد و فرمود:«ویل و واى بر تو مباد؛ بلکه واى بر دشمنان تو باد! اى دختر برگزیده خدا و یادگار نبوّت، از اندوه و غصّه دست بردار. به خدا سوگند! من در انجام وظیفه سستى نکردم و آنچه قدرت و توان داشتم، انجام دادم.»

حضرت على علیه‏ السلام آن‏چنان با خونسردى، متانت، دلجویى و احترام در برابر ناراحتى و شکوِه حضرت زهرا سلام الله علیها برخورد می نماید، که حضرت فاطمه سلام الله علیها آرام می گیرد و می فرماید:«خداوند مرا کفایت می کند.»

منبع:احتجاج، طبرسى، ج۱ ص ۲۸۱

 

@tanha_rahe_narafte

حسنا
۲۳ اسفند ۹۹ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

همسرداری

آقایان و خانم های عزیز

بدانید لحن شما موقع صدا کردن همسرتان به او می‌فهماند که یک گفتگوی عاشقانه منتظرش است یا یک دعوا. پس سعی کنید بر روی آرامش لحن‌تان و نحوه گفتن کلمات بیشتر تمرکز کنید. لحن شما، قدرت بالا و پایین بردن صمیمیت و محبتِ بین شما را دارد.

 

@tanha_rahe_narafte

تنها راه نرفته
۲۳ اسفند ۹۹ ، ۰۹:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مجید با لذت دکمه های پیراهن سفید رنگش را بست. نگاهی به آیینه قدی انداخت و خودش را برنداز کرد. خط اطوی تمیز روی آستین و سرشانه به چشمش خورد. موهایش را شانه زد و ادکلن زد. بوی خوش ادکلن با بوی نرم کننده ی لباس همراه شد.

به به مثل همیشه خوش تیپ منی!

نگاه مجید به سمت در اتاق خواب چرخید. مهناز به چهارچوب در تکیه داده بود. لبخند کنج لب هایش بود و انگشت اشاره اش را فوت میکرد. مجید لبخندی زد و گفت: «خواهش میکنم عزیزم.» سریع ساعت مچی اش را بست و کت اش را از دست مهناز گرفت و پوشید و گفت:« من حاضرم. سحر بابا کجایی؟ بدو که دیرمون میشه.»

سحر با دهان پر، مانتو صورتی اطو کشیده اش را پوشید. کیف مدرسه اش را از دست مادرش گرفت و خداحافظی کرد.

مهناز همانطور که به سمت در خانه میرفت، انگشت اشاره اش را در هوا تکان میداد و گاهی آن را فوت میکرد. مجید در آستانه در خم شد.پاشنه کفشش را بالا کشید.

سحر گفت:« اِ مامان دستت چی شده؟»

مهناز به زور لبخندی زد وگفت: «چیزی نشده مامان. خورد به لبه اطو، داره میسوزه.»

مجید سرش را بلند کرد و دستان ظریف و سفید مهناز را گرفت. به لکه ی قرمز شده ی روی دستش نگاه کرد.، گفت:«آخ آخ ، چه قرمز هم شده! مواظب خودت نیستی خانومی.»

مهناز دستش را عقب کشید و با صدایی نازکتر گفت:« طوری نیست مجید جان. صبحی که زودتر پاشدم تا لباساتون رو اطو بزنم اینطور شده. تو راه برگشت می تونی برام پماد سوختگی بگیری؟»

تنها راه نرفته
۱۹ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

زیبا و جذاب باش

امام باقر علیه السّلام فرمودند:«النّساء یُحببن ان یُرین الرّجل فی مثل ما یحب الرجل ان یری فیه النسآء من الزینه؛ همان گونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببینند.»

 

منبع:مکارم الاخلاق، ص ۸۰

 

@tanha_rahe_narafte

تنها راه نرفته
۱۹ اسفند ۹۹ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

شهید نواب صفوی

همسر شهید مجتبی نواب صفوى درباره هنرمندی در جدا ساختن روحیات خارج از محیط خانه از رفتار خانوادگی ‏اش می‏ گوید: شهید نواب صفوى از نظر اخلاق اصلاً خشن نبود. گاهی در اوج هیجان که با دوستانش در مورد مسائل مملکتی و جنایت‏های شاه گرم صحبت بود، ایشان را صدا می ‏زدم و از او درخواستی می‏ کردم. می‏ دیدم آن آدم پرشور و جدی و هیجانى، به‌یک‌باره با من و در جواب من آرام و ملایم می ‏شد. ایشان آن‌قدر به من محبت داشت که این محبت را گاهی با جملاتی مثل «کوچکت هستم» یا «نوکرت هستم» به من ابراز می‏ کرد.

 

منبع:افلاکیان زمین، ش ۱۳، ص ۱۱

 

@tanha_rahe_narafte

تنها راه نرفته
۱۹ اسفند ۹۹ ، ۱۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر