فرقه احمد الحسن یمانی را می شناسی؟

عباس به علوم غریبه مسلط بود؛ اما ازش استفاده نمیکرد. میگفت: «زندگی باید به اسباب طبیعی بره جلو. نباید دخل و تصرف کرد.»
میگفت: رفته بودم اربعین. جلوی موکب احمد الحسن یمانی ایستادم، داشتم روایتی را میخواندم. یکی از افراد موکب آمد و اصرار که بیا داخل شاید هدایت شدی.
گفتم: من هدایت شدهام. بالاخره وارد موکب شدم. شروع کردند به تبلیغ از احمد الحسن و یکی از کراماتش را ارتباط با امام زمان (عج) و طی الارض بیان کردند.
گفتم: طی الارض که چیزی نیست. آیا میتواند زمان را متوقف کند یا به عقب برگرداند؟ حرفی برای گفتن نداشتند.
گفتند: ما اذکار و اورادی داریم که میتوانیم رؤیای صادقه ببینیم.
گفتم: چیزی نیست. من هم دارم.
خودم را اهل یمن و بزرگ شده ایران معرفی کرده بودم. یکی از آنها به عربی از من آدرسم در ایران را پرسید. خدا زبانم را به عربی باز کرد و جوابش دادم. چند لحظه بعد یک بوشهری وارد شد و آدرسی را میخواست. من به لهجه بوشهری جوابش را دادم و راهنماییاش کردم. یکی دو نفر دیگر هم با لهجههای مختلف.
وقتی برگشتیم به بحث. گفتند: ما نمیتوانیم جواب تو را بدهیم؛ اما بزرگانی داریم که میتوانند پاسخ شما را بدهند.
گفتم: من اصلا مرام شما را قبول ندارم که بخواهم با بزرگانتان بحث کنم.
راوی: مسعود اویسی به نقل از شهید عباس کردانی
📚 عباس برادرم؛ خاطرات و یادداشتهای شهید مدافع حرم عباس کَردانی، نویسنده: حمید داود ابادی، صفحات ۲۳-۲۹
