تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۲ بهمن ۰۰، ۲۳:۲۵ - فاطمه 😐

دعوت کردن کار خوبیه؟

پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۴۰۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

دختر دومم مدام کفش‌هایش را گم می‌کرد و پا برهنه می‌آمد خانه. روزی با هم داشتیم می‌رفتیم مسجد جامع. باز کفش‌هایش را گم کرده بود و پا برهنه می‌آمد.

 

گفت: بابا! اگر پاهایم زخم بشود، فرش‌های مسجد نجس می‌شود، چه کار کنم؟ عبدالمهدی بغلش کرد.

به عبدالمهدی گفتم: این دختر زیاد کفش‌هایش را گم می‌کند، یک بار دعوایش کن حواسش را جمع کند.

گفت: چون هم نام فاطمه زهراست نمی‌توانم به او چیزی بگویم.

 

راوی: زهرا سلطان زاده؛ همسر شهید

 

📚کوچه پروانه‌ها؛ خاطرات شهید عبدالمهدی مغفوری، نوشته اصغر فکوری.صفحه ۵۱ و ۸۴

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی