به چه بزرگی ارادت داری؟
پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

سوریه زیاد میرفتم. آخرین بار که مجید را دیدم، یک کاغذ داد دستم. گذاشته بود توی پاکت و چسب زده بود.
گفت:” بیاندازش داخل ضریح حضرت زینب سلام الله علیها. خیلی سفارش کن. حاجت بزرگی دارم.”
وقتی برگشتم خبر شهادتش را دادند. حاجت بزرگش چه زود برآورده شده بود.
📚یادگاران، جلد ۲۹، کتاب مجید پازوکی ، نویسنده: افروز مهدیان،خاطره شماره ۸۹
۰۰/۱۱/۲۸
